خطايى ، على اكبر
132
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
و چگونه بيان كنم ساز كردن « 1 » آن زهره جبينان را ، [ و ] چون شرح دهم رقص كردن آن پريزادان را ، [ و ] چون تقرير كنم خوانندگيهاى حزين ايشان را ، و چون بگويم ساقىگريهاى آن سيمين بدنان را ، و به چه عبارت تقرير كنم پاك و بىمو و محلق بودن اندام ايشان را ! بيت « 2 » مطرب از قول عاشقان برگو * غزلى خوش ، ترانهاى تر گو سخن عاشقان بخواهى گفت « 3 » * به عبارات همچو شكر گو دف به صوت تو پاى مىكوبد * اين حديث را بازم از سر گو [ تو حديثى « 4 » ز راه صوفى پرس * نكتهاى از ره قلندر گو ] ما و دردى كشان بىسر و پا * زاهدان از كجا و ما زكجا « 5 » و رسن بازى در خطاى كار دختران باكرهء « 6 » صاحب جمال است ، و خوش طبعى « 7 » خطائيان از اينجا فهم مىشود . [ فصل ] [ و عورات امرا و خلق شهر را كس روى و موى و قد نبيند . . . ] و عورات امرا و خلق شهر را كس روى و موى و قد نبيند . از براى آنكه در غايت عفت و ستراند « 8 » و جمله سرخ و سفيد و نرگس چشم و سياه چشم « 9 » ، سرو قد سيمين بر و شوخ و شنگ و شيرين لبان حاضر جواب . بيت « 10 » دلبرى شوخ و شنگ مىبايد * با دو لب همچو قند مىبايد
--> ( 1 ) - س 610 : « ساز كردن » ندارد ( 2 ) - س 910 : ندارد ( 3 ) - س 609 : سخنى به عاشقان بخواهى گفت ( 4 ) - س 609 : حديث ( 5 ) - س 609 : مصراعها پس و پيش است ( 6 ) - سها : پاكيزه ( 7 ) - سها : خوش طبع ( 8 ) - سها : عفيفه و ستيرهاند ( 9 ) - سها : چشم سياه ( 10 ) - سها : فرد